محمد خوانسارى
357
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
2 - نوعى استنتاج مستقيم كه مثلا از يك قضيّهء موجبهء كليّه كه صادق باشد ، صدق موجبهء جزئيّه آن را استخراج كنيم . Subalterns متداخلان Subalternate داخل در تحت . . . Subcontrary داخل در تحت تضاد Subject موضوع يعنى آن جزء از قضيّه كه وصفى براى آن اثبات شود يا از آن سلب شود . يا داخل بودن آن در مصاديق يك مفهوم ، يا خارج بودن آن از مصاديق آن مفهوم بيان شود . در صورتى وصفى براى موضوع اثبات يا از آن سلب مىشود كه مراد ، مفهوم و معنى محمول باشد . در صورتى كه اندراج موضوع در بين مصاديق محمول ( در قضاياى موجبه ) و عدم اندراج آن ، در بين مصاديق محمول ( در قضاياى سالبه ) در وقتى است كه مراد از محمول ، مصاديق آن باشد . Substance 1 - جوهر 2 - حقيقت و ماهيّت Substantial جوهرى Substantial form صورت جوهرى ، حقيقت و ماهيّت Summative induction استقراء تامّ Summum genus جنس عالى Supposition 1 - فرض كردن 2 - فرض 3 - مدلول لفظ ( در اصطلاح قرون وسطائيان ) و آن بر دو قسم است : يكى مدلول مادى ( material ) كه مربوط به خود لفظ است ( مثال : فيلسوف مركب از شش حرف است ) . ديگر ( formal ) كه در واقع همان معنىمدلول صورى لفظ است ( مثال : فيلسوف كسى است كه در شناخت حقايق اشياء تنها به عقل استناد مىجويد ) . Supreme genus جنس عالى Suspense of judgement تعليق حكم ، خوددارى از حكم